خرید بک لینک
عادت نداشتم به نگاه کردن به چشمهای دیگران. سخت بود اما عادت کردم. حالا آدمها را خیلی خیلی بیشتر میشناسم. اما حس میکنم خودم یکی از آنها شده ام. کار و بارم روی غلتک افتاده. اما دیگر خلوت و تنهایی ام را ندارم. دارم کم کم از مدلسازی سرد میشوم. احتمالا اگر بخاطر بچه های حصه نبود تا الان به طور کلی کنار گذاشته بودمش. آدم ها...هرچند شاید این تصوری بیش نباشد. اما وقتی به وبلاگ بانوی شاعری که سالهای دور میشناختنش زدم، دیدم که او هم توی همین زندگی و میان همین آدمها غرق شده است. غرق شدن زیاد چیز خوبی نیست. برای همین سعی میکنم ریسمان ارتباطم را با بچه های حصه قطع نکنم. میخواهم همچنان کودک درونم را زنده نگه دارم. برای روز مبادایی که موج آدمهای خوش قلب، تمام جهان را در می نوردند....

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

مولتی میلیاردر پاکستانی با پسرش توی زیر دریایی تفریحی تایتان نشست.بعد از آنهمه مشغله ی کاری دلش یک تفریح جانانه میخواست.نیم میلیون دلار پول بلیط زیردریایی فدای یک تار موی پسرش.به زعم خودش چیزی جز تماشای بازمانده های تایتانیک معروف در زیر اقیانوس نمیتوانست غبار تکرار را از روزمرگی زندگی اش بیرون بکشد.زیر دریایی پایین رفت...پایین و پایین تر.......تایتان در آخرین ساعات زندگی هراس الود و دهشت بارشان، تابوت آرزوهای مرد ثروتمند پاکستانی و پسرش شد...درست در ساعاتی که مرد فقیر بنگلادشی بخاطر بیکاری اجباری داشت کنار پسرش در خرابه ی کنار حلبی آباد خانه شان، با سنگ قوطی های خالی را میزد و هر دو قاه قاه از ته دل می خندیدند......زندگی همینقدر عجیب است....پ.ن: فی البداهی بدون ویرایش

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

سریال آکتور را که دیدم، مجذوبش شدم.

انگار منطق ناگفته ی کشف شده ی زندگی ام را به تصویر کشیده بود.

اینکه هر روز بین آدمها اتفاقات تازه ای می افتد که آینده شان را ۱۸۰ درجه تغییر می دهد.

اجرای خوب همیشه نتیجه ی باور نکردنی به همراه دارد...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 12 مرداد 1402 ساعت: 16:43

صفحه بندی